تبليغاتX
هفته نامه ی صدای آزادی
 

کرمانشاه ،كلانشهري با شريانهاي متورم!


کاوه آهنگرنژاد




اينجا كرمانشاه است صداي رهگذران عصبي را از شريانهاي شمالي كلان شهر مي شنويد.كافي است يك روز كاري را در حوالي 7-8 صبح با عبور از مسير ميدان  امام حسين يا لب آب شروع كرده باشيد تا ببيني شريانهاي متورم خيابان مدرس تا حوالي فردوسي مي توانند قدري به فراموشي سپرده شوند. از يك سو بساط ايستگاه كاري منوريل بر پهناي خياباني از لب آب تا ميدان سپاه گسترده شده است و از ديگر سو ميدان امام حسين با ازدحامي از ماشين و گرد و خاك و دود و بوقهاي ممتد، رهگذران را اجباراً مدتي در هواي خود متوقف مي سازد.مرد ميانسالي كه در صندلي جلوي تاكسي نشسته است مي گويد: چه قدر بايد پشت اين ترافيك بمانيم؟ ترافيكي كه مي توانست با مديريت صحيح حل و فصل گردد..مسافر ديگري كه كيف چرمي مشكي اش را محكم در بغل فشرده مي گويد: « اگر اين شهر درست مديريت مي شد، همزمان دو مسير ورودي به مركز شهر را درگير ساخت و ساز نمي كردند و بعد با حالتي كه مايوسانه به نظر مي رسد ادامه مي دهد اينها اگر مي توانستند خيابان مدرس را پس از سالها سر و سامان مي دادند.معلمی می گوید:با كمي تاخير به سر كارم مي رسم. مدير مدرسه با حالتي كه نشان از رضايت نيست نگاهم مي كند. سري تكان مي دهد و مي رود.روز بعد از راه مي رسد هنوز تكان هاي سر مدير در ذهنم تكرار مي شود. نيم ساعت زودتر از ديروز به راه مي افتم با اين انگيزه كه زودتر به سركارم مي رسم. دوباره مسير كج و معوجي را پشت سر مي گذارم تا به همان شرياني برسم كه مجبورم از آنجا عبور كنم . اما انگار امروز هم اتفاق تازه تري افتاده است. يكي ديگر از مسيرهاي اين ميدان مسدود شده است و عبور و مرور بسيار كندتر از ديروز صورت مي گيرد. دوباره با تاخير به محل كارم مي رسم و سرتكان دادنهاي مدير نيز ادامه مي يابد. روزهاي ديگر به اين منوال سپري مي شود.در دنياي امروز هيچ كس منكر تغييرات در سازه ها و ظواهر شهر نيست و حتي مردم مشتاقانه چشم به راه تغييرات متعددند تا هم از زيبايي بصري شهر بهره گيرند و هم گشايش راههاي تازه مسير زندگي شان را هموارتر گرداند.اما اين تغييرات بايد به گونه اي ساماندهي شود كه مشكلات متعددي را براي شهروندان به دنبال نداشته باشد.آنچه اين روزها از روند كار تازه در ميدان امام حسين سر رهگذران را به تكان وا مي دارد، عدم مديريت صحيح انسداد مسيرهاست. اين عدم مديريت بسياري از شهروندان كرمانشاهي را در شهركهاي معلم، تعاون، باغ ابريشم، آناهيتا و مراجعين به بيمارستانهاي مهم امام رضا، امام حسين و همچنين مراكز دانشگاهي اين كلان شهر با مشكلات عديده روبرو كرده است. علاوه بر اتلاف بيش از حد وقت ، هزينه ي رفت و آمدهاي مردم را نيز با وسايل نقليه عمومي به دو برابر رسانده است.تسريع در كار، مديريت دقيق انسداد يا عدم انسداد مسيرها و بسياري ديگر از مسائل خاص ساخت و ساز مي توانند تا حدودي مشكلات ساكنان اين نواحي را كمتر گرداند. مديريت كلان استاني ، مديريت حوزه ي شهري  و دست اندر كاران ضمن درك اين موضوع براي تسريع در كار و گشايش معبرهاي ديگر عبور و مرور لازم است اقدامات عاجلي انجام دهند تا رضايت شهروندان و دعاي خير آنان بدرقه ي راه تلاشگران خدوم اين سامان باشد.


 

نوشته شده توسط هيات تحريريه در یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391 ساعت 3:11 موضوع | لینک ثابت


دانشگاه فرهنگيان كرمانشاه سوم خرداد افتتاح مي شود


گزارش: علی بنفشه دوست



دانشگاه فرهنگيان مولود تازه اي است كه مي تواند فضاهاي تازه اي را بر روي جوانان مستعد ايران اسلامي بگشايد.كرمانشاه نيز از بارقه ي اين تحول بي بهره نيست. اين خبر در نشست مدرسان و كاركنان مراكز تربيت معلم كرمانشاه عنوان شد.

در اين محفل كه در فضايي صميمي برگزار شد، مسئولين مراكز تربيت معلم شهيد صدوقي و شهيد رجايي ضمن قدرداني از همه ي تلاشگران عرصه ي تعليم و تربيت ،نكاتي اخلاقي و تربيتي را یادآور شدند و در بخش هايي از سخنانشان به تغييرات تازه ي اين مراكز پرداختند.
جعفري رئيس مركز تربيت معلم شهيد رجايي با  اشاره با این مطلب كه قرار است دانشگاه فرهنگيان كرمانشاه با حضور آقاي اسدي گرمارودي و مقامات محلي استان رسما افتتاح شود، ادامه داد كه: اين مركز دانشگاهي در دو پرديس دختران و پسران شكل مي گيرد. وي درباره ي وجه تسميه ي پرديس و كاركرد شكلي آن گفت: بر اساس تعريفهايي كه از حيث علمي و آموزشي گفته اند، اين پرديس ها بالاتر از امكانات يك دانشكده هستند. اما در حد چهارچوب هاي يك دانشگاه به حساب نمي آيند. جعفري فرق شكل سنتي مراكز تربيت معلم با شكل تازه ي آن به عنوان دانشگاه را متعدد دانست و به نكاتي از اين دست اشاره كرد.
1- تفاوت فاحش بودجه اي
2- تفاوت در چارت اداري
3- تفاوت در شيوه ي اداري و آموزشي و ...
 جعفري با ذكر اين نكته كه مسائل آموزشي دانشگاه فرهنگيان از اين پس با معيارهاي وزارت علوم همخواني دارد اضافه كرد نوع پذيرش دانشجو نيز در اين دانشگاه كاملا متفاوت خواهد بود. به اين شكل كه دانشجويان اين پرديس ها از ميان بهترين ها انتخاب شده و متقاضيان بايستي در كنكور سراسري شركت كرده و اين دانشگاه را نيز به عنوان يكي از دانشگاههاي دلخواه انتخاب نمايند. رئيس مركز تربيت معلم شهيد رجايي به اين نكته نيز اشاره كرد كه از اين پس اين دانشگاه مثل دانشگاه سراسري دانشجويانش را از مقطع ديپلم انتخاب كرده و عموما دوره هاي كارشناسي را به آنها ارائه مي دهد. جعفري در پايان ابراز اميدواري كرد كه دانشگاه فرهنگيان كرمانشاه در مقاطع كارشناسي ارشد و دكتري نيز بتواند پذيراي دانشجويان مستعد اين سامان باشد.
رضايي منش رئيس مركز تربيت معلم شهيد صدوقي كرمانشاه نيز با ذكر قدرداني از معلمان به پاس تلاشهاي صادقانه اظهارداشت كه دانشگاه فرهنگيان منشاء تحولات مثبتي در اين استان خواهد شد. وي توجه به اخلاق نيكو و تربيت اسلامي را از خصايص عمده ي فرهنگيان دانست و براي تشريح بيشتر صحبتهايش به سخناني از رهبر فرزانه انقلاب استناد نمود.
اين برنامه كه با اجراي خوب دكتر سهامي مدرس مراكز تربيت معلم ديدني تر شده بود با شعر خواني دكتر عبدالرضا راد فر از مدرسين نام آشنا و بازنشسته ي اين مراكز تربيت معلم در وصف معلم ادامه يافت و پايان بخش اين نشست سخنان آقاي اسلام پناه، مدرس اين مراكز بود كه با ذكر خاطره اي نيز همراه شد .


 

نوشته شده توسط هيات تحريريه در یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391 ساعت 3:10 موضوع | لینک ثابت


احمد عزیزی و یکهزار و پانصد روز در ملکوت بی تکلم !

azizi1.jpg
 
اینجا ایستگاه یکی از غروبهای سال ۱۳۹۱ هجری شمسی است و درست ۱۵۰۰ روز پیش احمد عزیزی شاعر نام آشنای معاصر به کما رفت. با چند تن از اهالی فرهنگ و ادب کُردی آماده ی دیداری می شویم که با همه ی دیدارها متفاوت است .کفشهایمان را جفت کرده ایم به راه می افتیم و از کفشهای مکاشفه این بیتها را زمزمه می کنیم:
جان فدای هر که دردم داده است
این دل سودا نوردم داده است
هر که دردم داد آهم مال او
هر که می آید نگاهم مال او
من گل یک شاخسار فانی ام
من طنین بال یک ویرانی ام
نم نم باران به شیشه ی ماشین می خورد و حسی سرشار را به رهگذران هدیه می کند . به سمت بیمارستان امام رضای کرمانشاه در حرکت هستیم . آنجا شاعران دیگری نیز منتظر ما هستند: علی سهامی، رضا موزونی ، کرم رضا کرمی و علی رضا یعقوبی.
در بین راه در مسیر کوتاه منزل تا بیمارستان در شط شطحیات احمد عزیزی سیاحت می کنیم و به سر قرار با دوستان می رسیم. آقای جعفری از پرسنل بیمارستان امام رضا پس از خوش و بش کوتاهی ما را با خود همراه می کند و به سوی طبقه ی هفتم بیمارستان می برد . جایی که به قول محمد کاظم کاظمی ، «آتشفشان خلاقیت» احمد عزیزی در آن آرام گرفته است. او که در مثنوی سرایی حرفهای زیادی برای گفتن دارد و شطحیاتش زبانزد چند نسل از شیفتگان ادب فارسی است. چهار سال و یک ماه و اندی یا دقیقتر بگویم ۱۵۰۰ روز پیش او را در همین بیمارستان بستری کردند تا در انتظار گرفتن شفا از درگاه ایزدی باشد. طبقه ی هفتم بیمارستان امام رضا از جنبه های مختلف قابل توجه است در بخش مراقبتهای ویژه ی این طبقه افراد زیادی رفت آمد داشته و دارند . احمد عزیزی بسیاری از چهره های بزرگ سیاسی ، مذهبی، فرهنگی و هنری این سرزمین بزرگ را به سوی خود کشانده است تا به گونه ای در لحظاتی هر چند کوتاه و در ملاقاتی صمیمی حالش را جویا شوند. با کمی تامل به طبقه ی هفتم می رسیم.
پسرش ابوالفضل به همراه یکی از خواهران صبور احمد عزیزی آنجاست . با متانت و صمیمیت از عیادت کنندگان استقبال می کند و همه را در جریان حالات این هنرمند بزرگ قرار می دهد . پرسنل بیمارستان بارها می گویند که اگر این خواهران همراه احمد نبودند ، حالا ممکن بود سرنوشتش جور دیگری رقم بخورد . یکی از پرسنل بیمارستان همین که ما را می بیند ، با شوق وارد اتاق می شود و شعری با زبان کُردی می خواند . حس صمیمی اش ستودنی است و همگان مشتاق شنیدنش می شوند .

کامران وفایی کارشناس ارشد مراقبتهای ویژه با فروتنی ویژه ای از وضع جسمی آقای عزیزی می گوید و بسیار امیدوارانه اوضاع این شاعر معاصر را رو به بهبودی می داند و با قاطعیت اعلام می کند که بیش از شصت درصد حال وی بهتر شده است . وفایی در ادامه می گوید از حدود شش یا هفت ماه پیش سعی کردیم لوله ی تغذیه را که به بخشی از گلویش وصل بود ، بکشیم و غذایش را از طریق دهان به او بخورانیم. این کار به شکل عجیبی جواب داد و اکنون احمد عزیزی مثل یک انسان عادی غذایش را از طریق دهانش صرف می کند.
وفایی خاطر نشان کرد: تنها مشکل او ترشحات ریوی است که اگر عمل پیوند تراشه برایش انجام پذیرد، بهبودیش بسیار امیدوار کننده است و حتی می تواند از بیمارستان مرخص شود.وی در پایان همراهی خواهرانش را به عنوان یکی از مهمترین عوامل بهبودی نسبی وی اعلام کرد و گفت: تلاشهای خواهرانش بسیار مهم و تاثیر گذار در سلامت او بوده است.
دیگر کارشناسان نیز از بهبودی نسبی حال وی می گفتند و اظهار امیدواری می کردند که حال این شاعر ارزنده ی سرپل ذهابی هر چه زودتر بهتر شود. یکی از این کارشناسان ، هوشیاری احمد عزیزی را قابل قبول دانست و گفت در صورت تغییرات مثبت دیگر در هوشیاری وی می توان با اعمال دستورات ویژه ی پزشکی ، گامهای مهمی در سلامتی اش برداشت . ضمن اینکه باید به این نکته نیز توجه داشت که وی بینایی اش را به طور کامل از دست داده است . برای او آرزوی سلامتی و تندرستی می کنیم و بیمارستان را به امید آینده وشکفتگی دوباره اش در عالم شعر ترک می کنیم . هنوز باران می بارد و ما هنوز خیس از شط شعر و شطح خروشان عرفانی نافله ی ناز این شاعر بزرگ معاصر هستیم .


 

نوشته شده توسط هيات تحريريه در سه شنبه بیست و نهم فروردین 1391 ساعت 14:22 موضوع | لینک ثابت


رضا جمشیدی و کتابی تازه

رضا جمشیدی و کتابی تازه
یادداشتی از جلیل آهنگرنژاد
اردیبهشت سالهای آخر دهه ی هفتاد، اسلام آباد غرب پاتوق گرمی برای دوستداران شعر و ادبیات کُردی بود. انجمن ادبی سروه به عنوان محفلی گرم توانست خیل مشتاقان ادبیات کُردی را در زیر سقفی ساده گرد آورد تا بتواند داشته های هنریشان را به زبان مادری ارائه نمایند.برپایی سه جشنواره با کیفیتی مطلوب می توانست گوشه ای از فعالیتهای چشم گیر این انجمن باشد. در اردیبهشت یکی از آن سالها ...
اردیبهشت سالهای آخر دهه ی هفتاد، اسلام آباد غرب پاتوق گرمی برای دوستداران شعر و ادبیات کُردی بود. انجمن ادبی سروه به عنوان محفلی گرم توانست خیل مشتاقان ادبیات کُردی را در زیر سقفی ساده و گاه صمیمی! گرد آورد تا بتواند داشته های هنریشان را به زبان مادری ارائه نمایند.برپایی سه جشنواره با کیفیتی مطلوب می توانست گوشه ای از فعالیتهای چشمگیر این انجمن باشد. در اردیبهشت یکی از آن سالها و در صبح برپایی جشنواره ی ادبیات کُردی، صدایی تازه ای مخاطبان مشتاق و پرشور شعر کُردی را مجذوب خویش کرد:
هی خوه رگلوونی وه سه ر درا وه ژیر ئوره گان
به و تا دواره بوونه یه ک مانگ و هساره و ئاسمان...
لحن شعر خوانی آن جوانِ آن سالها زیبا و تاثیر گذار بود. رضا موزونی یکی از مجریان آن مراسم چند بار در حین شعر خوانی او را تحسین کرد.و مخاطبان نیز با تشویق هایی ممتد با مجری همراه شدند .به گونه ای که باور کردیم با شاعر تازه ای مواجهیم که حرفهایی برای گفتن دارد. آن سالها به سرعت سپری شدند و شاعر آن سالها (رضا جمشیدی) در گیر و دار معیشت و مشغله های عادی زندگی افتاد و به اعتقاد نگارنده دغدغه های دیگری برای جمشیدی نقش محوری پیدا کردند و به جای اینکه به اوج بیاندیشد به امور معمول دلخوش شد و شعرش در همان سطح ماند.
اگر چه دلخوشی های دیگر این شاعر هر کدام اهمیت قابل توجهی داشتند، اما اگر با همان شور به شعر می پرداخت اکنون رضا جمشیدی را بسیار متفاوت تر از امروز می دیدیم. به هر صورت چه بخواهیم و چه نخواهیم این شاعر یکی از چراغداران آن سالهای شعر کُردی بود آن هم در جغرافیای شهری که شاعران کُردی سرای توانمندی همچون احمد عزیزی، صید احمد رحمانی گلینی، علی الفتی و ... را در دامن خود پرورانده است.
***
در آخرین هفته های سال ۱۳۹۰ که تب و تاب مسائل اجتماعی و انتخاباتی همه جا را گرفته بود، کتابی با سادگی و صمیمیتی مثال زدنی در لابه لای اخبار فرهنگی بعضی از چشمها را به سوی خود کشید و آن چاپ مجموعه شعر «یی داوان هساره» از رضا جمشیدی بود. کتابی نحیف که کمتر از ۶۰ صفحه ی آن را شعرهای کُردی این شاعر در بر گرفته است.
این کتاب که با حمایت مادی و معنوی محمد امین بَکری به چاپ رسید اولین اثر رسمی ادبی رضا جمشیدی است. این کتاب در تیراژ ۱۰۰۰ نسخه و با قیمت ۲۰۰۰ تومان در اختیار صاحبان فرهنگ و ادبیات کُردی قرار گرفته است. با مقدمه ای که به قلم خود شاعر در ابتدای این اشعار آمده است و در آن نگاه شاعر را به غزل کردی در روزگار معاصر نشان می دهد. سلیقه ی شاعر در این جملات برای دوستداران ادبیات کُردی قابل توجه است.
ضمن آرزوی توفیق برای این شاعر صمیمی کلهر در چاپ و انتشار آثاری فاخر و ماندگار، نمونه ای از شعرهای این مجموعه شعر را می خوانیم:

خووه‌زیا دو بال بیاشتام جوور بال یه‌ی که‌موته‌ر
باله‌و بگردیام تا خیال یه‌ی که‌موته‌ر

وه‌ی ناوو ولات وشک و پر ته‌پ و تووزه بچیام
چیو پُیووشی جی بگردیام وه مال یه‌ی که‌موته‌ر

دیری ئه‌رای تِکی ئاو مه‌لاقم وشک هه‌لایدِن
خُوه‌زیمه‌و لیوِ وشک و منال یه‌ی که‌موته‌ر

ئِی ئاسمان گه‌ورا دی مه‌ل وه تی نه‌مه‌نیه
هه‌یرو وه کی بپرسم هه‌وال یه‌ی که‌موته‌ر

تووام وه ئِی زه‌مینه بِچم وه­ره‌و ئاسمان
خدا تو بالیگ به‌پیم جور بال یه‌ی که‌موته‌ر


 

نوشته شده توسط هيات تحريريه در سه شنبه بیست و نهم فروردین 1391 ساعت 14:19 موضوع | لینک ثابت


انتخابات در کرمانشاه و حرف و حدیثش

گروه سياسي :روزهاي آميخته با پوستر ،استرس ، بروشور ، مهماني و رايزني را قبل از انتخابات نهمين دوره ي مجلس پشت سر گذاشتيم. روزها و شب هايي كه در آن بسياري از هواداران نامزدها با استرسي خاص چشم به راه روز انتخابات و اعلام نتايج بودند و طبيعي بود كه بسياري خوشحال و جماعتي نيز به خاطر عدم راهيابي نامزدشان اندوهگين شوند.
آن روزها تمام شد. روزهايي كه تا چهار سال ديگر تكرار نمي شوند. اما انتخابات اين دوره با اتفاقاتي همراه بود كه كمتر در پيش بيني ها به آنها پرداخته مي شد. بدون شك مهمترين اتفاق ناخوشايندي كه افتاد عدم راهيابي يكي از برجسته ترين نمايندگان مجلس شوراي اسلامي در دوره هشتم و در حوزه ي اسلام آباد غرب بود.
دكتر حشمت اله فلاحت پيشه جزو نام آشناترين نمايندگان تمام ادوار مجلس در استان كرمانشاه به حساب مي آيد. او كه حضوري سربلندانه در محافل و تريبونهاي رسمي كشوري داشت به گونه اي براي آناني كه دلشان به هواي استان كرمانشاه مي تپد، مايه فخر محسوب مي شد. چرايي عدم راهيابي اين چهره ي سرشناس نياز به گذر زمان دارد. اما آنچه كه مشهود است، اين عدم راهيابي به دلايل خاصي بود كه امروزه در چار چوب ادبيات سياسي هيچ جاي دنيا نمي گنجد.
از ديگر نكات مورد توجه انتخابات اين دوره ي مجلس شوراي اسلامي آراي چشمگير و بسيار بالايي بود كه به عبدالرضا مصري در كرمانشاه داده شد. اين راي خيره كننده ي بيش از يكصد و چهل و چهار هزار مي تواند در انتخابات اين سالهاي كرمانشاه ركوردي به حساب بيايد. مصري تجارب سياسي زيادي را دركارنامه ي خويش دارد. نمايندگي مجلس، تجربه ي وزارت، تجربه ي سفارت و ... مصري را اين بار مي تواند با كوله باري از تجاربي مفيد به مجلس شوراي اسلامي بفرستد. در غياب دكتر فلاحت پيشه پيش بيني مي شود رسانه اي ترين و خبرسازترين نماينده ي استان اين بار عبدالرضا مصري باشد.
اين انتخابات حرفهاي تازه تري نيز با خود داشت كه يكي از آنها رو نمودن چهره هاي جوان و لايقي بود كه توانستند در كمترين زمان ممكن بسياري از نگاه ها و توجه ها را به سوي خود جلب نمايند. قبل از انتخابات، كمتر كسي پيش بيني مي كردكه دكتر رسول پروين كه تا آخرين لحظات تاييد صلاحيتش قطعي نشده بود، بتواند با برنده ي انتخابات رقابتي تنگاتنگ داشته باشد. جدا از دكتر رسول پروين در حوزه هاي ديگر نيز جواناني جوياي نام پا به عرصه گذاشتند كه هر كدام از آنها مي توانند براي دوره هاي بعد رقيباني سرسخت و نام آشنا باشند.
در هر صورت به آراي مردم احترام مي گذاريم و آرزو مي كنيم كه نمايندگان منتخب بتوانند گره هايي از مشكلات مردم اين استان بگشايند و با پرهيز از درگيري صِرف در خطوط و جريانهاي سياسي، تنها به فكر اعتلاي استاني باشند كه اين سالها از بسياري از استانهاي ديگر عقب افتاده است.


 

نوشته شده توسط هيات تحريريه در پنجشنبه هجدهم اسفند 1390 ساعت 22:49 موضوع | لینک ثابت


قدردانی دکتر پروین از مردم گرانقدر حوزه انتخابیه قصرشیرین

الهی رضا بقضائک و تسلیما لامرک

الهی رضا بقضائک و تسلیما لامرک

خدای بزرگ را شاکرم که در عرصه ی « انتخابات» با لطف و عنایات ویژه اش و همراهی و همدلی خیل کثیری از شما مردمان صبور و بزرگوار توانستم شرکت نمایم و آرای قابل توجهتان را نشانه ی محبت بی دریغ خیل خوبان به این فرزند کوچک می دانم.

همگان به خوبی می دانند که اگر فرصت برابری با دیگر نامزدها برای آشنایی بیشتر دیگر مردمان خوب این حوزه به بنده داده می شد ، شاید آمارهای امروز تفاوتی اساسی با آن آمارها داشت. اما در هر صورت با تأسی از بزرگ سالار کربلا می گویم: «الهی رضا بقضائک و تسلیما لامرک»

هر چند زبان قاصر است اما با تمام وجود از همه ی شما خوبان قدر دانی می نمایم و بزرگی و منزلتتان را با شایستگی می ستایم . امیدوارم بتوانم در فرصتی که خدای بزرگ در اختیارم می گذارد ، الطاف کریمانه ی شما را جبران نمایم

ارادتمند و خاک پای همه ی شما

رسول پروین


 

نوشته شده توسط هيات تحريريه در شنبه سیزدهم اسفند 1390 ساعت 16:54 موضوع | لینک ثابت