مرزداران این کهن بوم و بر به عنوان ایرانیان جسور و فداکار با حماسه های خود بلاگردان ایران زمین بوده اند. از این مردمان صبور و مقاوم در برگهای متلون تاریخ سترگ ایران زمین همواره به نیکی یاد شده است . در دنیای امروز نیز خیل نگاهها به سوی مرزها کشیده شده است . اما این بار تئوریسین ها و ناظران به دنبال ایجاد نگاههایی نوین در مرزهای جغرافیایی کشورها هستند .
روزگاری مرزها در التهاب تهدیدها می سوخت و کشاکش یاغیان و متجاوزان ،ناقوس ترس را در مرزهای جهان می نواخت . اما امروزه ادبیات دیگری در نگاه نظریه پردازان حاکم شده است: مرزها معبر تهدید نیستند بلکه دروازه ی فرصتهای بزرگ اقتصادی و پیشرفتهای خیره کننده اند.
یکی از این فرصتها که می تواند در جغرافیای غرب استان کرمانشاه بویژه در مناطقی همچون : قصرشیرین ، گیلان غرب و سرپل ذهاب به کار گرفته شود و رویکردی تازه در تحولات بنیادین این حوزه به شما آید، ایجاد مناطق ویژه اقتصادی و آزاد تجارى است. این مناطق مزايایی دارند که البته بعضى از اين مزايا مکمل و زمينهساز برخى ديگر هستند. همچنين اين مزايا براى هر کشوری متفاوت است و يا حداقل از نظر تقدم و تأخر آن فرق دارد. بدين معنى که هر کشور مزيت خاصى را بيش از ديگر مزيتها اهميت داده و کوشش و حمايتهاى خود را نيز در اين قسمت متمرکز مىکند. اين مزايا عبارت هستند از: اشتغال ،تأمين درآمدهاى ارزى از طريق ايجاد ارزش افزوده،ارتقاء و توسعه فعاليتهاى توليدى با جهتگيرى صادراتى توسط سرمايهگذارىهاى خارجى و سرمايههاى سرگردان داخلى، دستيابى به دانش فنى و تکنولوژى و ارتقاء سطح مهارتهاى کارگرى و همچنين مديريتهاى کارگرى و بازرگانى،توسعه ناحيهاى و محروميتزدائى ،ايجاد يک الگوى کوچک و مناسب با توجه به نيروى کار و توان اقتصاد داخلى ، استفاده از مشاغل جنبى ايجاد شده و...
به قولی" مبانى نظرى تجارت آزاد را بايد در تئورىهاى تجارت بينالملل جتسجو کرد. در اين تئورىها ضرورتهاى تجارت آزاد و منافع آن مورد بررسى قرار مىگيرد. از ديدگاه اين تئورىها عوامل توليد به طور نابرابر روى کره زمين توزيع شده است و کشورها نيز از لحاظ منابع طبيعي، موهبات الهي، منابع معدني، آب و هوا، منابع مالى و انساني، توانائىهاى تکنولوژيکي، مهارتهاى سازماني، مديريت و ديگر عوامل تعيينکننده با يکديگر فرق مىکنند و اين تفاوت باعث مىشود، که برخى کشورها بتوانند برخى کالاها يا خدمات را با بيشترين کارآئى و به بهترين کيفيت و کميت، در مقايسه با سايرين توليد نمايند و هزينهٔ نسبى توليد کالا و خدمات خاص موردنظر، در مقايسه با ساير کشورها نيز کمتر باشد.
از سوى ديگر به همان صورت که در ميان افراد تقسيم کار وجود دارد، ميان کشورهاى جهان نيز مىتوان چنين حالتى را تصور کرد، هيچ شخصى يا کشورى نمىتواند به تنهائى کليه نيازمندىهاى خود را توليد نمايد، همانطور که اشخاص هرکدام در شغلى وارد شده و تخصص مىيابند، کشورها نيز به توليد کالاهائى مىپردازند، که فکر مىکنند در آن برترى دارند. اين روند تجارت، موجب مىشود که کشورها، صادرکننده کالا و يا خدماتى بشوند که در آن بيشترين مزيت را بهطور مطلق يا نسبى دارند و کالاها و خدماتى که در آن مزيت ندارند را وارد بکنند. البته همه کشورها سعى مىکنند، به نوعى خودکفائى نسبي، که آنها را قادر به توليد قسمت قابل ملاحظهاى از نيازمندىهاى اساسى آنها بنمايد، دست يابند. بدين ترتيب با توجه به مباحث فوقالذکر علت اوليه تجارت بينالمللى ظاهراً همان اختلاف قيمت کالا و خدمات بين کشورها مىباشند. تفاوت قيمتها يا به دليل تفاوت در شرايط عرضه، يا ”امکانات توليد“ و يا تفاوت در شرايط تقاضا، يا ”الگوى مصرف“ و يا ترکيبى از اين دو است.
تفاوت در شرايط عرضه خود ممکن است به علت تفاوت در منابع طبيعي، تفاوت کارآئي، تفاوت در مهارت کار، سطح مختلف تکنولوژى توليد، فراوانى عوامل توليد و غيره باشد. کشورى که وسعت زياد و زمين فراوان داشته باشد، ممکن است بتواند کالاهاى کشاورزى که به زمين نياز بيشترى دارند، مانند: گندم، برنج، و يا حبوبات صادر کند و يا کشورى که داراى نيروى کار فراوان است، ممکن است بتواند کالاهائى که کاربر هستند، نظير: صنايع دستى و يا منسوجات صادر نمايد و يا کشورى که داراى سرمايه زياد باشد، ممکن است بتواند کالاهاى سرمايهبر با تکنولوژى بالا نظير: کامپيوتر، هواپيما و يا ساير کالاهاى الکترونيک صادر کند.
تفاوت در شرايط تقاضا که عمدتاً توسط سطح درآمدها، و الگوى مصرف متفاوت کشورها شکل مىگيرد، در ايجاد اختلاف در قيمتها به اندازه تفاوت عرضه تأثير دارد.
مطلب فوق را مىتوان اينطور که چنانچه دو کشور مختلف، هر دو يک کالاى معينى را با هزينهٔ توليد يکسانى توليد کنند، اما سطح درآمد در آن دو کشور قيمت آن کالا علىرغم هزينههاى توليد يکسان متفاوت خواهد بود، بنابراين مىتوان نتيجه گرفت که سطح درآمد و الگوى مصرف، هرکدام به نوبه خود از طريق تأثير در تقاضا در تفاوت نرخهاى بينالمللي، تأثير مىگذارند.
برخى ملاحظات تجربى هم نشان داده است، که با توجه به نوع تقسيم بينالمللى کار (در نتيجه کيفيت تجارت بينالملل) ”رابطه مبادله“ بهتدريج به نفع کشورهاى شمال (توسعه يافته) و به ضرر کشورهاى جنوب (در حال توسعه و توسعه نيافته) در حال تغيير است.
در همين رابطه ”پروفسور رائول و پر بيش“ از نظريهپردازان اقتصاد توسعه معتقد است: ”براساس شواهد و تجربيات موجود، نابرابرىهاى گسترده و عميقى بين توليدکنندگان و صادرکنندگان کالاهاى ساخته شده صنعتى از يک سو، و توليدکنندگان و صادرکنندگان مواد اوليه از سوى ديگر، به چشم مىخورد. به نظر مىرسد روابط شمال و جنوب، در نظام اقتصاد بينالملل، بهگونهاى شکل گرفته است، که جريان منافع به سوى کشورهاى صنعتى سرازير است. (”پربيش“ اين نظام را نظام ”مرکز - پيرامون“ مىنامد). نحوه و ابعاد وابستگى هر کشور سياره به مرکز، عمدتاً به منابع کشور، ظرفيت، و توانائى اقتصادى و سياسى آن در تجهيز آن منابع بستگى دارد؛ زيرا موجب مىگردد تا ساختار اقتصادى کشور و پويائى آن، يعنى آهنگ تأثيرپذيرى پيشرفت تکنولوژى و فعاليتهاى اقتصادى ناشى از آن، تحت نفوذ قرار گيرد. به همين ترتيب، وجود چنين نظامى در روابط اقتصاد بينالمللى نحوه جذب درآمد از کشورهاى اقمار را توسط مرکز جلوهگر مىسازد و سياست صنعتى شدن کشورهاى در حال توسعه را در رابطه تنگاتنگ با وضعيت تجارت بينالملل قرار مىدهد. گسترش تکنولوژى از مراکز، بهسوى کشورهاى اقمار، محدود به آن دسته از فعاليتهاى صادراتى مواد خام شده است، که نياز کشورهاى صنعتى را بهتر تأمين مىکند و عملاً به ساير فعاليتها در اين کشورها که در آنها بهرهورى بخشهاى عظيمى از نيروى کار در سطوح پائين قرار دارد، رسوخ نکرده است
در جمعبندى اين قسمت بايد گفت که تنها نمىتوان به تعاليم اقتصاد کلاسيک خوشبين بود و براساس آن منافع تجارت آزاد را صرفاً ارزيابى کرد؛ زيرا اين تعاليم بر فروضى استوار هستند، که برخى از آنها در جهان امروز مصداق ندارند، و از سوى ديگر نبايد بدون توجه به منافع تجارت آزاد، صرفاً به دليل وجود نوعى سلطه در نظام تجارت بينالملل - اگرچه اين منافع بهطور مساوى تقسيم نگردد - از آن صرفنظر کرد.
بدين ترتيب ضرورى است که از منافع تجارت آزاد براى تأمين ارز مورد نياز، در راستاى برنامههاى توسعه اقتصادى بهره جست. در اين رابطه از يک سو بايستى مکانيزمىهاى تجارت آزاد را در سياستهاى بازرگانى و تجارى به کار گرفت و از سوى ديگر براين حقيقت واقف بود، که همواره نمىتوان از طريق فروش مواد اوليه يا صادرات کالاهاى سنتي، رونق اقتصادى کشور را تعقيب کرد، بلکه ضرورى است، که با به کارگيرى منافع تجارت آزاد، در جهت زيربناسازى اقتصادي، اقتصاد را به درجهاى از خوداتکائى رساند، که بدون صادرات اوليه هم، بتواند امور اقتصادى خويش را بگرداند .
بی شک مناطق غربی استان کرمانشاه شرایط ویژه ای برای ایجاد مناطقی از این دست هستند و در صورت به تحقق پیوستن آن تحصیل کردگان متخصص و جماعت جویای کار از این بستر فراهم آمده بهترین بهره را برده و در نهایت پس از برطرف شدن معضل بیکاری ، این حوزه روزگار شکوفایی خویش را در پیش چشم مردمانش بعینه شاهد خواهد بود.
داود امامی – روزنامه نگار
برگزاری انتخابات در استان کرمانشاه همواره با حساسیت های ویژه ای همراه بوده است . مخصوصا" انتخابات مجلس بدلیل وجود مطالبات مهم و متعدد مردم استان که در افزایش این حساسیت ها موثر بوده است .
حضور چهره های مطرح و خوش نام بعنوان کاندیدا
تا کنون نام افراد متعددی دراستان کرمانشاه بعنوان کاندیدای این دوره از انتخابات مجلس مطرح شده است که برخی از آنها برای مردم استان شناخته شده تر از بقیه اند . چهره های شاخص و شناخته شده از آن جهت که کاریزما دارند و پیش از این در اذهان مردم جای گرفته اند ، نیازی به تبلیغات گسترده انتخاباتی ندارند .
حضور افرادی همچون دکتر عبدالرضا مصری ( وزیر سابق رفاه و نماینده دوره هفتم ) دکتر عباسعلی الهیاری ( نماینده ادوار ششم و هفتم ) ، شیخ وحید احمدی ( نماینده دوره چهارم ، سفیر سابق ایران در مراکش ) دکتر علی ططری ( فرزند نماینده فقید ادوار چهارم و ششم حاج اسماعیل ططری) محمد رزم ( رئیس اسبق شوراهای حل اختلاف استان ) دکتر غلامرضا محسنی ( رئیس بیمارستان طالقانی و مدیر اسبق درمان دانشگاه علوم پزشکی استان و عضو ثابت هیئت مدیره دانشگاه ) ، دکتر رحیمی ( فرماندار سابق کرمانشاه ) دکتر امینی ( نماینده کنونی و دور گذشته ) سید فتح اله حسینی (نماینده 2 دوره مجلس) مصطفی محمدی(نماینده دوره های ششم و هفتم) رئوف قادری(نماینده ادوار قبل)دکتر حشمت اله فلاحت پیشه ( نماینده ادوار هفتم و هشتم مجلس) سردار محمد کرمی راد(نماینده کنونی) و ... می تواند در ترغیب مردم استان بخصوص مردم کرمانشاه جهت شرکت گسترده در انتخابات نقش موثری ایفا نماید ، اما درباره حضور شیخ ذکر اله احمدی ( نماینده خبرگان رهبری دوره گذشته ) و مهندس غفوری ( استاندار سابق کرمانشاه ) در کرمانشاه هنوز ابهاماتی وجود دارد .
درحالت کلی هراندازه کاندیداهای حاضر در انتخابات ازنظر کیفی بالا باشند و از نظر کمی هم تعداد کمتری در لیست نهایی قرار گیرند ، به همان اندازه رقابت گرم تر و نزدیک تر خواهد بود . گمان می رود امسال با قرار دادن شرط کارشناسی ارشد برای کاندیداتوری مجلس نهم ، تعداد کاندیداها به حداقل برسد در حالیکه در دوره گذشته تنها در حوزه کرمانشاه 46 نفر بعنوان کاندیدا با هم به رقابت پرداخته بودند .
تنوع کاندیداها از نظر گرایش سیاسی
تنوع کاندیداهای شرکت کننده در این دوره از نظر گرایش و دیدگاه سیاسی ، طیف وسیع تری از مردم را به حضور و مشارکت در انتخابات ترغیب خواهد کرد .
اتفاقات بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال 88 سبب شد بخشی از سیاسیون از فضای سیاسی دور شوند . این عده که عمدتا" منتسب به جریان اصلاح طلب بودند با اینکه در جریان بعد از انتخابات نقش و دخالتی نداشتند اما فضاسازی های آن زمان ، آنها را بعنوان عوامل یا حامیان این جریان معرفی کرد .
حضور برخی از مدیران دوران اصلاحات از چند جهت می تواند در جلب مشارکت مردم تاثیرگزار باشد . اول آنکه حضور آنها باعث می شود مردم بفهمند که نظام اسلامی بین فتنه گران و اصلاح طلبان تفاوت قائل است . دیگر آنکه سبب می شود انتخابات مجلس نهم با آرامش بیشتری بعد از جریانات عجیب سال 88 برگزار شود وجلو هرگونه بهانه جویی را بگیرد واز سوی دیگر اصلاح طلبان منزوی را بار دیگر وارد میدان می کند و تنور انتخابات را گرم می نماید . این البته شامل اصلاح طلبانی که به انحای مختلف با فتنه جویان همراهی کردند و سابقه بازداشت هم دارند نمی شود . تعدادی از اصلاح طلبان استان که قصد دارند وارد رقابت انتخاباتی شوند بخاطر انتساب شان به جریان اصلاحات از بیم عدم تأیید صلاحیت توسط نهادهای نظارتی ، وارد این میدان نمی شوند و از تصمیم شان منصرف می شوند .
رفتار بزرگان سیاسی استان
تجربه های گذشته نشان داده است رفتار و عملکرد بزرگان سیاسی و مذهبی استان در انتخابات ها مورد توجه مردم است و بخصوص در بین خواص مورد تحلیل قرار می گیرد .
رسانه ها و مطبوعات
فعالیت و عملکرد رسانه ها نیز در ایام انتخابات بسیار تاثیرگزار است . صدا وسیمای استان هرچند این ظرفیت را دارد که فضای انتخابات را گرم تر کند و اشتیاق را در دل مردم افزونتر نماید اما در این سالها نشان داده که هیچ نیروی فکری و خلاق در حوزه برنامه سازی و هدایت افکار عمومی ندارد وبه همین دلیل مردم نسبت به برنامه های شبکه استانی در موضوع انتخابات بی رغبت هستند . مطبوعات محلی نیز به جهت مشکلات مالی متعددی که دارند در ایام انتخابات اغلب به درآمدزایی فکر می کنند .
همین کم کاری رسانه ملی و رسانه های شناسنامه دار باعث ظهور برخی رسانه های بی هویت و بی نام و نشان از جمله وبلاگ ها شده است که بصورت مقطعی در ایام انتخابات فعالیت می کنند و از آنجا که بیشتر آنها به منظور تخریب چهره ها و کاندیداها راه اندازی شده اند باعث می شوند افرادی هم که با قصد تخریب وارد میدان نشده اند را وادار به مقابله به مثل نماید . اشاره به زندگی شخصی و خانوادگی کاندیداها و اتهامات بی پایه و اساس از جمله مهمترین مواردی است که در اینگونه رسانه ها بدانها اشاره می شود . بنابراین در ایام حساس انتخابات رسانه هایی که نویسندگان آنها مشخص نیست بیش از رسانه های شناسنامه دار فعالیت انتخاباتی دارند . درماههای اخیر ظهور و بروز اینگونه رسانه ها آغاز از مدتی شده و وبلاگ های متعددی قبل کار خود را شروع کرده اند و تعداد آنها هم روز به روز درحال افزایش است .
درمجموع به نظر می رسد اگر موارد و نکات فوق الذکر به درستی و با تدبیر مدیریت شوند ، هم می تواند در افزایش مشارکت مردمی و بالا رفتن شور و نشاط انتخاباتی موثر باشد و هم بالعکس می تواند سبب کاهش مشارکت و رغبت عمومی مردم گردد .