مردم شريف و بزرگوار كرمانشاه
مي دانيد كه آگاهي سرآغاز فرزانگي است و فرزانگي شايسته ي مردم آگاه و عزتمندي است كه بار ديگر با حضوري ماندگار اوج شور و شعور را به نمايش گذاشتند .
اينجانب منتخب شما مردم گرانمايه ي كرمانشاه بر خود لازم مي دانم مراتب تقدير و سپاسم را نسبت به شما عزيزان همدل و همراه ، صميمانه ابراز نمايم . معتقدم براي پاسداري از حسن اعتماد شما وظيفه اي بزرگ پيش رو دارم كه با همگامي شما عزيزان به نتيجه خواهد رسيد .
اميدوارم بتوانم وظيفهي نمايندگي شما را در شوراي اسلامي شهر كرمانشاه با موفقيت به انجام برسانم .
منتخب شما
مهندس قامت پرويزي
نوشته شده توسط در دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388 ساعت 10:51 موضوع | لینک ثابت
نوشته شده توسط در یکشنبه هفدهم خرداد 1388 ساعت 17:44 موضوع | لینک ثابت
درگفتگو ی خبرنگار روزنامه ی نسیم غرب با مهندس قامت پرويزي کارشناس ارشد معماري و شهرسازي، بررسي شد؛
حلقه مفقوده مديريت شهري کجاست؟
اشاره: لذت گفتگو با يک کارشناس خبره، يکي از جذابيت هاي کار خبرنگاري است، حال موضوع به فراخور دانش و گرايش علمي کارشناس، هرچه مي خواهد باشد، مهم اين است که از اين تبادل و دريافت اطلاعات بيشتر، لذت مي بري بويژه که موضوع مورد علاقه و توجهت هم باشد. مهندس »قامت پرويزي« دانش آموخته معماري و شهرسازي درمقطع کارشناسي ارشد از دانشگاه تهران، از اين دست کارشناسان است که به واسطه اطلاعات و دانش و تجربياتش، گفتگوبا او همان لذت وصف ناشدني را دارد. لذت تبادل انديشه وگفتار براي کسب اطلاعات بيشتر.
مهندس »پرويزي« که بيش از يک دهه عضويت هيئت علمي دانشگاه رازي کرمانشاه، رياست اداره معماري و شهرسازي شهرداري کرمانشاه، کارشناس معاونت عمراني استانداري کرمانشاه، نماينده دانشگاه رازي در نظارت بر طراحي 13شهرستان، ناظر عالي پروژه تالارشهرکرمانشاه ( تالار انتظار)، مديرفني پروژه»طرح توسعه هپکو- اراک« مديراجرايي پروژه شهرک مسکوني مجتمع پتروشيمي ايران- ژاپن/ بندر ماهشهر و... را درکارنامه کاري خود دارد، نايب رئيس سازمان نظام مهندسي استان کرمانشاه نيز مي باشد و به عنوان محقق و پژوهشگر نيزخود را درعرصه علم و دانش به اثبات رسانده است وی اکنون در انتخابات مياندوره اي شوراي اسلامي شهرکرمانشاه، نامزد احرازکرسي شوراي شهر در اين دوره از انتخابات شده است تا با تکيه بر توان علمي و اجرايي وتجارب ارزشمند خود، وظيفه خويش را درقبال شهرکرمانشاه و شهروندانش انجام دهد و به دغدغه هايش در حل مشکلات شهري جامه عمل بپوشاند. همه_ي اينها بهانه خوبي بود براي گفتگو با وي و بيان ديدگاهها و برنامه هايش.
آنچه پيش روداريد حاصل اين گفتگواست که به دليل فرصت اندک، تنها موفق به طرح پاره اي از سئوالاتم شدم.
*
- بحث مشارکت مردم درمسايل مربوط به زندگي خود و امورات شهرشان قضيه اي است با قدمت ديرينه تاريخي، يعني اگر روش ها و تاريخ شوراها را بررسي کنيم، مي بينيم که در يونان باستان و عصر طلايي حاکم، شورايي است که درآن، مسائل مربوط به شهر و مسائل روزمره و برنامه هاي دراز مدت شهر هم مورد بررسي قرار مي گرفت و درنهايت شهر براساس تفکر مجموعه اي که به نوعي برخاسته از بطن و متن جامعه بود اداره مي شد. اگر باز، يک مقدار جلوتر بياييم مي رسيم به روم باستان. درخود شهر روم، مجموعه اي به نام» شوراي ريش سفيدان« شهر را اداره مي کردند و از دل اين شورا، بعد از حدود50 تا 100 سال بعد، سناي روم تشکيل شد. يعني يک مجموعه بسيار قوي مشورتي با سياستگذاريهاي کلان کشوري که کشور را اداره مي کنند. به واقع مي توان گفت در غرب قدمت داشتن مجلس و شورا، چه محلي و چه ملي،بيشتر از جامعه_ي ما است.
مي شود گفت درخشانترين تمدن باستاني ما، دوران هخامنشي است. اما در اين تمدن، تجربه استفاده قوي از نظرات مردم را نداريم. بر اساس محوريت شهر، اول پادشاهان برنامه ريزي مي کردند هرچند که مشاوراني داشتند که به آنها مشاوره مي دادند، ليکن در مجموع، اينکه بخواهيم تصميم گيري مانند کشورهاي غربي و روم داشته باشيم، اين اتفاق درکشور ما نيفتاده است.
*
- بله. درايران شهري به آن کيفيت معنايي نداشته ايم مثلاً اگر به دوران هخامنشي نگاه کنيم، تخت جمشيد و شوش را بيشتر مي بينيم وآثاري از ديگر شهرها نيست. خب در عصر حاضر هم مي شود گفت که تفکر مجلس، درجامعه ما تا حدودي وارداتي است. يعني برخاسته از نيازجامعه ما نيست. ما بدون تعارف مشورت کردن را خوب بلد نيستیم. روزي يک ايراني را در اروپا ديدم. با او در مورد همين موضوع صحبت مي کرديم. جمله_ي جالبي گفت که در ذهن من باقي مانده. او گفت: غربيها و مردم کشورهاي شرق آسيا خودرا انسانهاي يک يا دو دانگ مي دانند اما، اخود را آدمهاي6 دانگي مي دانيم که همه چيز را بلديم و به همه کارها مسلطيم.آدم يک دانگ قطعاً خود را نيازمند مشورت مي داند اما آدم6دانگ، ديگر نيازي به مشارکت نمي بيند! ما درکارهاي جمعي، حتي در ورزش هاي گروهي چندان موفق نيستيم. اما در ورزش هاي انفرادي به مراتب بسيار موفقتر عمل کرده ايم.
*
- اين امر و زمينه آن بايد درجامعه ما نهادينه و فرهنگش ايجاد شود و براي اين ايجاد فرهنگ هم، بايد از بالا به پايين و از پايين به بالا کار بشود يعني مردم دولتمردان راتربيت کنند و دولتمردان هم مردم را.
اين فرهنگ در 2حالت بايد ارتقاء يابد. بايد احترام به آراء عمومي جامعه را يادبگيريم. اين يک مشکل ديرينه است اگرما الان حتي درسطح سياست هاي ملي چالش هايي در اين زمينه داريم، علتش اين است که احترام به آراء عمومي برايمان سخت است. فکر مي کنم اين جمله از »ژان ژاک روسو« باشد که مي گويد: »من دشمن تو و دشمن عقيده تو هستم، اما حاضرم جانم را هم بدهم تا تو بتواني حرفت را بزني و از عقيده ات دفاع کني«
اگرروزي اين تفکر درجامعه ما نهادينه شود ما موفق هستيم. يعني اگرچه دشمن طرف و دشمن اعتقاد اوباشيم، اما باتمام قدرت از اين دفاع کنيم که او در امنيت حرفش رابزند و نظرش را بگويد آن وقت است که جامعه ما بوي آرامش به خود مي گيرد. کشور هندوستان را مثال مي زنم، قشرمحروم وگرسنه بسياري دارد اما اين چالش هاي اجتماعي و رواني که در کشور ما هست، درآنجا نيست. هيچکس مشکلي براي اعتقادش ندارد پس بنابراين جامعه هم در فشار روحي نيست ما هم نياز داريم که قدم به قدم تمرين کنيم تا انشاء ا... از خرد جمعي بهره بگيريم. درمورد شورا ما شايد در کشورهم ضعف وقوت داشته باشيم اما ببينيد درشهري مثل اصفهان، عقايد چپ و راست، خيلي قوي دارند با هم مقابله مي کنند اما زمانيکه پاي منافع عمومي درميان است درکنار هم هستند.
*
-کرمانشاهي ها مردمي با فرهنگ و آداب و با سعه صدربالا هستند. من با حرفهاي شما مخالف نيستم ولي مي خواهم بگويم ايراد کار ازکجاست؟ متانت و روحيه درويشي از روحيات خاص مردم اين منطقه است. کرمانشاهي ها خيلي دنياپرست نيستند و همين روحيه معروف ميهمان نوازي آنان هم برخاسته از ويژگي ذاتي اين مردم است . دراصفهان اگر يک غريبه با يک بومي دعوا کند همه روي سرغريبه مي ريزند اما درکرمانشاه اگرغريبه اي با بومي دعوا کند، هم به غريبه کمک و از او دفاع مي کنند چون ميهمان است. اين از بزرگواري و منش بالاي مردم کرمانشاه است. اما مردم کرمانشاه رنجيده خاطرند، مأيوس شده و به اين باور رسيده اند که کسي کاري برايشان نمي کند و اين تفکر، تفکر خطرناکي است. همه مي گويند اينجا هيچ کاري نمي شود کرد نا اميدي حتي به نخبگان هم سرايت کرده است. اگر حرکت را ببينند، قطعاً تغيير رويه خواهند داد.
*
- اگر درقالب يک جمله ادبي بخواهيم برداشت کنيم مي شود گفت همين برداشت شما درست است.
*
- دقيقاً سختي کار ما اينجاست. يعني کاري کنيم که مردم باورکنند مديران شهري براي آنها کارمي کنند و به آنها و جامعه شان خدمت مي کنند. مردم حق دارند چنين حسي داشته باشند. چندي پيش در يک روز باراني از پارکينگ شهرداري رد مي شدم. موزاييک هاي پياده رو هم تق ولق بودند. من که رد مي شدم تمام حواس و چشمانم به موزاييک ها بود که آب از لابه لاي آنها به سروصورتم نپاشد البته ساير عابرين هم همينطور بودند. درهمين حين که حواسم به زير پايم بود از زير يک ناودان ردشدم و آب آن روي سرولباسم ريخت. وقتي نتواني در يک روز باراني به زيرپا و بالاي سرت اعتماد داشته باشي، چه حسي پيدا مي کني؟ اين را به کل جامعه تعميم بدهيد و ببينيد جامعه ما درچه وضعيت بحراني به سرمي برد! درخيابان هم همين وضعيت است. غير از وضع آسفالت شايد هنگام رانندگي در يک خيابان دهها دريچه منحول را ببينيد که 15 سانتيمتر از خط آسفالت پايين تراست . اين دريچه ها در طول شبانه روز يا در طول هفته چقدر مي توانند باعث تصادف شوند؟!
يا در محل اتصال دوخيابان، جوي بزرگي است که وقتي راننده مي خواهد از يکي به ديگري بپيچد با کمترين بي احتياطي، ماشينش داخل جوي مي افتد. اينها همه باعث استرس و بي اعتمادي مي شود و روان جامعه را بيمار و بي اعتمادي به همه چيز تعميم پيدا مي کند. شهروندي که مي بيند آسفالت کيفيت ندارد و شش ماه بيشتر دوام نمي آورد، وقتي مي بيند جوي جدول با حداقل کيفيت و با بي کيفيت ترين ملاتها به کار گذاشته مي شود، طبيعي است که اعتمادش را از دست مي دهد و سطح مشارکتش پايين مي آيد و به اين نتيجه مي رسدکه مسئولين، مسئول نيستند و در اين جامعه نمي شود کارکرد. بايد اول اين بي اعتمادي را ريشه کن کنيم. مردم ما خيلي بزرگوار و قدرشناس وکم توقع هستند واگر ببينند برايشان کارهايي مي کنيم و نيت خدمت داريم همراهي مي کنند.
*
- الان طيف وسيعي از مردم مي دانندکه ديگر بايد با دقت انتخاب کنند و اين دغدغه راپيدا کرده اند که در انتخاب شوراي شهرمجموعه اي را انتخاب کنندکه دانش کافي براي شوراي شهر داشته باشند، هماهنگي داشته باشند هرکجا که مي روم، مردم ازمن مي خواهندکه همراهان و افراد همفکرم رامعرفي کنم اين روحيه خوبي است يعني مردم مي خواهند مجموعه اي فهيم و باسواد وآگاه و همدل و هماهنگ با هم در شورا باشند تا مثمرثمرباشند.
*
- در اين مقطع کوتاه مي شود فضاي تعامل ايجاد کرد اگر فضاي تعامل و همدلي ايجادشود مطمئناً بستري براي آينده ايجاد مي شود. مايکسري کارهاي کوتاه مدت و يکسري کارهاي بلند مدت و برنامه هايي داريم که بايد خيلي از نهادها و سازمانها درگيرآن باشند که کمک کنند حلش کنند و بايد با هم همدلي و وفاق بين شورا با اين سازمانها بخصوص با دستگاه قضايي و استانداري باشد. درتهران انجام پروژه عظيمي چون » نواب« اگر وفاق و همدلي بين دستگاههاي مختلف نبود. امکان نداشت . ما الان در پروژه »مدرس« مان به حمايت قضايي نيازداريم، براي بالا بردن کيفيت ساخت و ساز به حمايت قضايي نيازداريم.
شوراي شهر و شهرداري بايد با مسکن و شهرسازي، نظام مهندسي، سيستم قضايي و استانداري تعامل داشته باشند تا پشت خودش را گرم احساس کند اگر ببيند محکم در کنارش هستند، انرژي بيشتري مي گيرد حتي نيازهست که نمايندگان مجلس را هم درکنار خود داشته باشند. مشکلات را جمع بندي کنند و راه حل مشترک براي مشکلات ارائه کنند. به دنبال حل برخي مشکلات شهر در سطح مجلس باشند و برايش راه حل ملي درنظر بگيرند. پروژه مدرس، پروژه اي نيست که الان بتوانيم با اين بضاعت رويش کارکنيم. نياز به حمايتهاي بالاترداريم. قطارشهري و مترو که الان خبري از پيشرفت آن نيست نياز به حمايت مراجع بالاتر دارد. اينها همه بايد در کنار هم باشند که عملي شود.
*
- مابراي گردشگري شهري خيلي توان داريم در اين رابطه هم بايد ميراث فرهنگي، شهرداري و شوراي شهر، سازمان نظام مهندسي، مجلس، استانداري، دستگاه قضايي و ... با هم باشند. در هيچ کجاي کشور استعدادگردشگري راکه در طاقبستان داريم، نداريم. شما ببينيد »چشمه علي« دامغان با امکاني بسيار کمتر وپايين تر ازطاقبستان چقدر اشتغالزايي و درآمدزايي داشته است؟ »قدمگاه نيشابور« با امکاني بسيار کمتر از اينجا، اما به مراتب بهتر از امکانات گردشگري کرمانشاه مورد استفاده قرارگرفته است. آن وقت طاقبستان ما با اين همه امکانات و استعدادطبيعي، با اين زيبايي آثار تاريخي، رودخانه اي با اين شرايط و زيبايي هايش که متأسفانه صدمتر پايين ترش تبديل به جايي براي شستشوي ماشين شده است، وجود پارک هاي زيباي شرقي و غربي درکنار طاقبستان خود يک مجموعه عظيم تفريحي توريستي هستند. روستاي طاقبستان بايد به روستاي تفريحي توريستي ارتقاء يابد نه اينکه آن رابه عنوان چند واحد مسکوني ضعيف نگه داريم بايد از چنين استعدادهايي، براي رشد و ارتقاء شهر استفاده کنيم.
*
- بله همينطور است. الان دانشگاه تهران را به عنوان قلب فرهنگي شهر تهران وکشور مي شناسيم و اين قدرت و اقتدارش مربوط به خود دانشگاه تهران نيست بلکه با محيط اطرافش تکميل مي شود و مجموعه فرهنگي ميدان انقلاب و دانشگاه تهران به معناي محلي است که ايران از آنجا دارد خط فکري مي گيرد ولي دانشگاه رازي کرمانشاه، منطقه روبروش پنچرگيري وتعميرگاه است و با آن منظره تير برق هايش که روي آن سيمهايي پيچيده شده و... از دانشگاه خيري به پنچرگيري نمي رسد و از پنچرگيري هم خيري عايد دانشگاه نمي شود، نمي گويم که پنچرگيري نباشد، باشد، اما درجاي خود دانشگاه هم در جاي خود، جايي که دانشگاه باشد بايد تعريف محيط پيرامونش يک تعريف فرهنگي باشد بايد سمت و سوي بدنه را به سمت فرهنگي شدن سوق دهيم، درتغيير کاربريها بايد اين تعاريف را رعايت کنيم و سازندگان رابه اين سمت سوق دهيم.
وقتي اين کار را کرديم آنها هم ناچارند براي ساخت و ساز سراغ کسي بروند که اين کاره است. اينجوري مي شود جهت را عوض کرد. محور همدان به ميدان لب آب و به سنندج، يک زماني محور توريستي کرمانشاه بود الان شما نگاه کنيد! گچ، سنگ، ماسه و... يک چهرة بسيار به هم ريخته به آن داده است. ما مصالح را نبايد درسطح شهر پراکنده داشته باشيم، نبايد قيافه شهر مانند بازار مصالح فروشي باشد مردم هم نبايد ناچاربشوند اينقدر پراکنده دنبال مصالح بگردند و اينقدر براي يافتن مصالح نيرو، وقت و انرژي بگذارند.
*
- بله، شما نمايندگي هاي تعميرگاهها را درکرمانشاه ببينيد که چقدر درسطح شهر پراکنده هستند و هرکجا که اين تعميرگاهها هستند چه ترافيک سنگيني ايجاد مي شود!؟ مشکلات مردم و ترافيک از يک طرف و مشکل کمبود امکانات از يک طرف. اگربازار و مجموعه اي براي اينهاداشته باشيم و اين تعميرگاهها و نمايندگي هاي مجاز در محدوده اي بزرگ باشند، هم خدمات کامل را مي توانيم به آنها ارائه دهيم، هم مردم به راحتي ازآنها استفاده کنند و آنقدر سرگردان نباشند وآنقدر ترافيک درسطح شهر به وجود نيايد. اينها کارهاي پيچيده اي نيست برنامه هايي هستند که بعضي ازآنها کوتاه مدت و بعضي را بايد به شکل دراز مدت سروسامان دهيم. در خصوص برخي برنامه هاي جزيي وکوتاه مدت مثالي مي زنم؛ از ميدان فردوسي تا آزادي را که ستون فقرات شهرما است، درنظربگيريد، چهارچشمه دستشويي در اين قسمت نيست، چهارتا نيمکت نيست که اگر کسي خسته شد آنجا بنشيند. در اين محدوده پاسخ هاي انساني به نيازهاي شهري شهروندان نداده ايم چه رسد به تمام سطح شهر!
*
- شايد يکي از شاه کليدهاي اين موضوع، مشارکت مردم درکارهای اجتماعي است و در اين راه، يکي ازکارهاي خيلي ضروري که بايد انجام دهيم، تشکيل شوراهاي محلي و اتصال و ارتباط شوراهاي صنفي است تا بتوانند بازوهاي متفکر شوراي شهر باشند. اگر شوراي محله داشته باشيم و مردم بتوانند مشکلات ريز و درشت محله شان را براي مرتفع شدن پيگيري کنند، آنوقت خودشان هم دخيل مي شوند و براي بهبود اوضاع هم، انگيزه پيدا مي کنند.خيلي ها هم ديگر لازم نيست به شوراي شهر يا شهرداري رجوع کنند و يا به ادارات ذيربط بروند. حتي مي شود مسئولين بالاتر را درگير کرد. وقتي مشکلات هر محله توسط شوراي محله دسته بندي شود آن وقت مي توانند به سراغ مسئولين ذيربط بروند متأسفانه الان شوراي شهر و تعريفش به گونه اي شده که جز فرومايگي و سادگي نمي تواند تعريفي داشته باشد وکاري انجام دهد.
ملاقات هاي عمومي شهردار را ببينيد! خواسته هاي اصلي مردم چيست؟ اين خواسته هاي اوليه و ابتدايي مردم بايد در محيط خودش انجام و رسيدگي شود نبايد به سطح مديريت کلان شهر برود. اگرشوراي شهر و محله داشته باشيم و با هم مرتبط باشند، خود به خود بسياري از مسائل حل مي شود و اين اولين قدمي است که بايد برداريم.
*
- به اعتقاد من اين شاه کليد جريان است. ما بايد بتوانيم مرکز محلات را تقويت کنيم. هيچ دليل ندارد هرکسي از هرکجاي شهر و استان، براي دستيابي به پزشک به پارکينگ شهرداري برود، ما اگر يک مرکز محله_ي قوي درشهرک هاي اطراف مثل مسکن، معلم، دولت آباد و... داشته باشيم تا مردم بتوانند کارهايشان را آنجا انجام دهند و نيازهايشان را مرتفع سازند، ديگر نيازي نيست براي هرکار ريز ودرشتي به مرکز شهر بيابند و اينقدر هزينه ملي هم بر ما تحميل نشود. چون هرسفر اضافه اي هزينه اي ملي دارد اگر اين هزينه، فقط2 ليتربنزين باشد ببينيد ميانگينش چقدرمي شود؟ اگر از اين منظر نگاه کنيد مي بينيد چه هزينه هاي سنگيني داريم. متحمل مي شويم! ماپاتوق هاي شهري را لازم داريم که مردم درکنار هم بنشينند وباهم صحبت کنند.
*
- کاملا درست است! ما درشهر تعامل فرهنگي نداريم. درشهرهاي اروپايي مثل لندن، محله هاي بسيار بزرگي با خيابانهاي پهني هست که وسط خيابان ساندويچي و اغذيه فروشي است و مردم مي روند و مي نشينند و استفاده مي کنند. يک محيط فوق العاده انساني که خيلي ارزش عمومي اش بالاست وقتي مي گويند شهر لندن از خاطره انگيزترين شهرهاي دنياست، به خاطر اين است که وقتي درآن محيط مي نشيني وآن همه نشاط انساني را مي بيني لذت مي بري و برايت ماندگار مي شود. ما در هيچ کجاي شهر کرمانشاه چنين محيطي نداريم بايد در شهر، نشاط ايجاد کنيم طراوت به جامعه بدهيم . محيط شهري ما طوري نيست که به جامعه طراوت بدهد.
- ما الان دردوران گذار هستيم و اين دوران گذار، در هر جامعه اي چالش هاي فراواني ايجاد مي کند. ما الان درمسيري هستيم که روستاها به شدت متمايلند به شهر بيايند. هنوز به آن تعادل نرسيده ايم و به اعتقاد من تا زمانيکه در تفکر جامعه ما، دهاتي بودن يک توهين است، اين روند مهاجرتي ادامه دارد، يعني تازمانيکه روستايي به شهر بيايد واحساس حقارت کند، احساس کند از شهري ها کمتر است، اين روند ادامه دارد . الان شهرنشيني يک امتياز است .جامعه ما بايداز چالش هاي اين مرحله گذار بگذرد که طبيعتاً تبعات ناگواري خواهد داشت. ما در زمان بدي دچار اين چالش شده ايم يعني درست زمانيکه دنيا به تعادل و پيشرفت رسيده است، ما دست به گريبان اينچنين مشکلاتي هستيم.
فرد حاشيه نشيني که از همه چيز محروم است، زياد تن به انضباط اجتماعي نمي دهد و تا زمانيکه شهر او را به عنوان يک شهروند محترم نشناسد، او هم به شهر احترام نمي گذارد. من به حاشيه محلاتي مثل جعفرآباد و ملاحسيني و دولت آباد و... رفته ام آدم از خودش خجالت مي کشد که اين شهروندان در چه شرايطي زندگي مي کنند. ما اينجا کارمان خيلي سخت است اين محلات، محلاتي هستند که بدون تعريف شکل گرفته اند هيچ امکاناتي در اختيارشان نيست و ازحداقل امکانات مثل آب سالم و نور و نظافت محلات و...بي بهره اند. از ابتدايي ترين امکاناتي که هر انساني بايد داشته باشد محرومند. در محيطي با اين کيفيت آنهم در شهري با اقتصاد بسيار ضعيف مثل کرمانشاه، ايجاد تعادل بين محلات فقيرنشين و غني تر، کارفوق العاده مشکلي است اما بايد انجام دادوانشاء اله خدا هم کمک کند وبه ما قوت دهد ودست به دست هم بدهيم و راه حل ها را پيدا کنيم. اينها شهروندان ما ومردم شهرماهستند.
مرکزشهر چه خدماتي به آنها ارائه داده که انتظار داريم آنها وقتي مي آيند به مرکز شهر،به آن احترام بگذارند؟! ما براي شهرونداني که خود و بچه ها و جوانهايشان مي روند و زباله هاي بيمارستاني را با دست هاي خود زيرورو مي کنند و از داخل اين زباله ها ، پلاستيک ها را يرون مي آورند ودرسطح شهر مي فروشند و مطمئناً با هزار و يک ميکروب خطرناک و بيماري دست و پنجه نرم مي کنند، چه کاري کرده ايم؟ حتي نتوانسته ايم زباله هاي بيمارستاني را درجايي جمع کنيم و در وضعيتي کاملاً ايمن ازبين ببريم. امروزه امکانات جامعه ما دارد به پاي اين سهل انگاري ها که روز به روز بيشتر هم مي شود، هزينه مي شود وامکانات هم روزبه روز ضعيف ترمي شود.
*
- من به شخصه روي حاشيه هاي شهر خيلي حساسم بايد حداقل ها رابراي اين مناطق تعريف کنيم و در اختيارشان قراردهيم چون متأسفانه اينها قشري هستند که فقط براي روز رأي به سراغشان مي روند و بعد از رأي گيري فراموش مي شوند. نه خودشان مي توانند راهشان را به جايي برسانند و نه ما به سراغشان مي رويم که کاري برايشان انجام دهيم.
روي گردشگري خيلي حرفها دارم، روي مرکز محلات، روي انتظام فرهنگ جامعه، فضاهاي سبز، فضاهاي آموزشي و ورزشي و اينکه اين فضاها به گونه اي نباشند که آموزش و پرورش وتربيت بدني طالب خريدنشان نباشند. درهمان مراحل اول تفکيک و واگذاري تکليفشان را مشخص کنيم تا يک عده صاحب پولهاي آنچناني نشوند و عده اي هم زمينشان به اين کاربريها اختصاص يابد و متضرر شوند و ادارات ذيربط هم توان خريدنشان رانداشته باشند.
روي مسائل رفاهي شهر، مبلمان شهري، برنامه هاي ورزشي و پارک هاي آموزشي خصوصاً براي مقاطع پايين سني و کودکان، روي ايجاد پارکينگ براي شهر ايده هاي خوبي دارم که مطمئناً آنها را دنبال خواهم کرد تا به نتيجه برسم براي ايجاد پارکينگ و حل مشکل پارکينگ درشهر روش هاي اجرايي دارم که قطعاً جواب مي دهد.
بلند مرتبه سازي مان بايد قانونمند شود و از اين وضعيت بيرون بيايد وسامان پيدا بکند. تراکم بايد تعريف شود.روابط شهر وتعامل بين دستگاهها بايد تعريف درستي داشته باشد که اينها از اهداف و برنامه هاي کوتاه مدت بنده است و انشاء ا... با موقعيت خاصي که دارم با برقراري تعامل درست بين نظام مهندسي، شوراي شهر، شهرداري و مسکن و شهرسازي سعي مي کنم قدمهاي استواري درجهت حل مشکلات شهرکرمانشاه برداريم وانشا ا... اول شهروندخوبي باشم وبعد اگر توفيقي حاصل شد، نماينده خوبي براي مردم شهر کرمانشاه باشم.
انشاء ا...
نوشته شده توسط در شنبه شانزدهم خرداد 1388 ساعت 19:42 موضوع | لینک ثابت
چرا به
مهندس قامت پرويزي
رای می دهیم ؟
چونکه :
ایشان دانش آموخته مقطع کارشناسي ارشد معماري و شهرسازي از دانشگاه تهران است؛ وي بيش از ده سال است که عضو هيئت علمي دانشگاه رازي مي باشد.
مهندس پرويزي کار حرفه اي خويش را در سال 1359 به عنوان تکنيسين ساختمان در شهرک آپاداناي تهران آغاز نمود و پس از آن طي سال هاي 1360 الي 1362 با شرکت تهران سازه به عنوان تکنيسين ساختمان در پروژه هاي فرستنده راديويي زاهدان، دارو پخش يزد و بهزيستي تهران فعاليت نموده و پس از آن تا سال 1364 درمجتمع پتروشيمي ايران– ژاپن بندر ماهشهر، مسئوليت اجرايي پروژه شهرک مسکوني آن مجتمع را به عهده داشتند. ايشان در سال 1365 مسئوليت مدير فني پروژه طرح توسعه هپکوي اراک را به عنوان بزرگترين پروژه فلزي کشور بر عهده گرفتند.

مهندس پرويزي با اعتقاد به تجربه و در راستاي ارتقاي دانش فني و علمي، در سال 1368 وارد دانشگاه تهران گرديد و در دوران تحصيل نيز فعاليت حرفه اي خويش را ادامه دادند؛ وي به مدت 3 سال در پروژه هاي فني- تحقيقاتي گونه شناسي مسکن، طرح هادي شهر ها و ساماندهي بعضي از شهر هاي کشور در واحد معماري و شهر سازي جهاد دانشگاهي دانشگاه تهران به فعاليت مشغول بودند.
سالهاي 76-1373 به عنوان ناظر عاليه پروژه هاي دانشگاهي پيام نور سراسر کشور روند اجرايي اين پروژه ها را مديريت نمودند. گستره وسيع کار در اين دوران فرصتي بود تا از نزديک با تمامي شهر هاي کشور، فرهنگ ها، سنتها و همچنين جغرافياي انساني، اجتماعي، اقتصادي و طبيعي کشور آشنا شوند.
در سال 1376 با اخذ دانشنامه کارشناسي ارشد معماري به ديار خويش بازگشت و در استانداري کرمانشاه به عنوان کارشناس ارشد معاونت عمراني مشغول به فعاليت گرديد. پس از آن به درخواست شهردار وقت و موافقت معاونت عمراني استانداري، به شهرداري کرمانشاه رفتند و رياست اداره معماري و شهرسازي شهرداري کرمانشاه را عهده دار شدند.
مهندس پرويزي در سال 1377 در راستاي تاسيس گروه معماري دانشگاه رازي، همکاري خويش را به عنوان عضو هيئت علمي در دانشکده فني مهندسي آغاز نموده و در يک دوره نيز مديريت گروه معماري را به عهده داشتند و همين طور نماينده دانشگاه در نظارت بر طراحي 13 شهر استان بودند. به موازات تدريس و تحقيق در دانشگاه، در سالهاي 1377 و 1378 عهده دار مسئوليت دايره فني مهندسي بانک تجارت استان،1383-1382 ناظر عاليه تالار شهر کرمانشاه و از سال 1387 به بعد عضو کمسيون ماده 5 بودهاند.
مهندس پرويزي درحال حاضر نائب رئيس سازمان نظام مهندسي ساختمان استان کرمانشاه و عضو هيئت مديره آن مي باشند.
با تاسيس دفتر مهندسي مدائن در سال 1378 مديريت آن را عهده دار بوده و اکنون نيز شرکت عصر اورنگ (توليد کننده ديوارهاي عايق حرارتي – صوتي و مقاوم در برابر زلزله) را مديريت مي نمايد.
ايشان در مقوله ي تکنولوژيهاي نوين ساختمان و بهينه سازي مصرف انرژي تحقيقات و مقالات متعددي در کنفرانس هاي ملي ارائه نموده ودر راستاي دستيابي به آخرين دستاوردهاي تکنولوژي در صنعت ساختمان سفرهاي متعددي به کشورهايي نظيرآلمان، انگلستان، ايتاليا، اتريش، هندوستان و ... داشته و دستاورد اين تحقيقات را براي مهندسين استان در کلاسها و دوره هاي مختلف ارائه دادهاند.
نوشته شده توسط در شنبه شانزدهم خرداد 1388 ساعت 15:52 موضوع | لینک ثابت
در اين گفتگو مهندس قامت پرویزی به بررسي و راهكارهاي برخي از مسائل شهري پرداخته است كه با هم مي خوانيم .

* جناب آقاي پرويزي با وجود اينكه كرمانشاه يكي از كلان شهرهاي ايران با قدمت باستاني و تاريخي است، اما امروزه صلابت ظاهري يك شهر بزرگ را حد اقل در حيطه ي شهر سازي و مسائل شهري ندارد، كرمانشاه مطلوب ما چگونه بايد باشد؟
- ما براي رسيدن به يك شهر با كيفيت مطلوب فاصله ي زيادي داريم ما هرگز نمي توانيم كرمانشاه را با شهرهاي بزرگي همچون اصفهان ، و شيراز مقايسه كنيم چرا كه وضعيت آنها با ما تفاوت دارد ما بايد خودمان را با خود بسنجيم ،مشكلاتمان را ببينيم و در تلاش براي رفع آنها باشيم .
كرمانشاه يك سري پتانسيل ها و نيز اميدهاي زيادي براي پيشرفت دارد همچنين كرمانشاه از نظر تاريخي و جغرافيايي و شرايط محيطي از موقعيت خوبي برخوردار است و ازنظر مهمان نوازي هم ممتاز است اما از نظر ساختارهاي اقتصادي بسيار آسيب ديده و آسيب پذير است .
كرمانشاه ما ، اكنون از نظر معضلات اجتماعي بسيار بحراني است ، ضعف اقتصادي و فقر فرهنگي چهرة كرمانشاه را تحت تاثير قرارداده است در اينگونه موارد است كه نياز به تغيير تفكر و برنامه ريزي داريم .
* كرمانشاه آينده با چه پارامترهايي (حداقل از حيث زيبا سازي شهر)ميتواند همسنگ ديگر كلان شهرها باشد؟ كدام معضلات مشكل راه ترقي كرمانشاهاند؟
- ما مسيري طولاني پيش رو داريم ، كرمانشاه از نظر محيط و موقعيت شهري تقريبا جزو شهرهاي بي نظير كشور است. چراكه داراي آثار تاريخي زيبا وسراب ها ي طبيعي مطلوب و جاذبه هاي خوبي است كه اينها جزو داشته هاي ماست. اما در كنار اين داشته ها، محدوديت هايي هم چون نداشتن اقتصاد شهري خوب و عدم پولي كه بتوان به شهر تزريق كرد و شهر را بر اساس آن پيش برد، داريم. كرمانشاه از برخي جهات بسيار فقير است. شهر ما داراي هيچگونه كارخانه ،خدمات قوي ، كشاورزي مطلوب ، صنعت عالي ،تجارت و بازرگاني نيست.
به عبارتي ما از لحاظ اقتصادي بطور كامل زمين گير هستيم و اين زمين گير بودن شهر ، از ظاهر آن مشخص است. در سطح شهر كرمانشاه هيچگونه سرمايه گذاري اساسي صورت نگرفته است. شهري همچون كرمانشاه نه داراي پاساژو خيابان خوبي است و نه زير گذر و روگذر مناسبي دارد. وقتي اقتصاد مردم ضعيف باشد، بي كيفيت ترين ماشين ها و وسايل نقليه در شهر تردد ميكنند و دراين صورت مي توان گفت: كرمانشاه جزء محدود شهرهايي است كه به اين اندازه وسايل نقليه از رده خارج د رآن ديده مي شود و اين خود به شهر آسيب مي رساند . اما دركنار اين مسائل مشكلي ديگر هم وجود دارد و آن تكدي گري است كه در تمام مناطق به چشم ميخورد. از ديگر معضلات شهرمان عدم امنيت شهروندان از دستبرد ها و مسائلي اين چنين است كه علت عمده ي آن هم فقر اقتصادي مي باشد .
* جناب مهندس ازنظر حضرتعالي شهروند آينده ي كرمانشاه چگونه شهروندي است؟
- شهروند كرمانشاهي درشهر كرمانشاه زندگي مي كند و شهر كرمانشاه هم شهروند كرمانشاهي را مي سازد ارتقاء هر كدام باعث ارتقاء ديگري است واين دو لازم و ملزوم يكديگرند. اميدوارم دست دردست هم ،شهر و شهروند را ارتقاء دهيم.
هرگز نمي توان شهري خوب داشت بدون شهروندي خوب و يا داراي شهروندي خوب بود بدون شهري مناسب . يعني هرگاه شهري داشت كه از تمام لحاظ خوب بود مسلما شهروندش هم شخصي كامل است و بالعكس . همانند كشور دبي كه شهر ارتقاء پيدا كرده است اما شهروند درتلاش است كه خود را به شهرش برساند .
مابايد درهر دو بعد ( شهر و شهروند ) كار كنيم و اين راهكار مي خواهد اميدواريم كه بتوانيم شهر وند را به محيط شهر برسانيم. شهروند بايد با شوراهاي صنفي و محلي رابطه برقرار كند درامور شهردخالت كند و درباره ي آن بينديشد و درنهايت با آن متحد شود.
اگر ما شوراهاي محله داشته باشيم مسلما بهتر مي توانيم مشكلات مردم آن محله را بررسي و دسته بندي كنيم و هرقسمت را به اداره و يا سازمان مربوطه ارجاع دهيم دراين صورت است كه مشكلات همه ي مردم به طور برابر به سمت مديريت شهري انتقال مي يابد و هيچ محله اي به فراموشي سپرده نخواهد شد . به طور يقين يكي از راهكارهاي مناسب براي همراه كردن مردم جهت ساختن شهري ايده آل و بالا بردن كيفيت آن دخالت دادن آنان در امور شهري است .
* شوراي محله چه تعريف جامعي از نظر شما دارد؟
- امروزه حجم بسياري از كارها و فعاليت هاي دادگستري درشوراي حل اختلاف انجام مي شود چراكه دراينگونه شوراها بهتر مي شود با مردم رابطه برقرار كرد و مشكلات آنان را فهميد . به طور مثال اگر درشهركرمانشاه مشكلي همچون اختلافات خانوادگي پيش بيايد قاضي بومي بهتر از يك قاضي غير بومي مي تواند آنرا برطرف كند يا بهترمي داند كه از چه كانالي براي رفع آن اقدام كند زيرا وي به ريشه ي اختلافات شهرخود بيشتر آشناست تا ديگراني كه ازمناطقي ديگرند و به مسائلي اينگونه درشهرما اشراف نداردو به همين علت نمي توانند پيوندي خوب با مردم برقرار كنند . شوراهاي محله نيز چنين نقشي دارند مشكلات محله را بررسي مي كنند و به رفع و حل آنها مي پردازند .
* خيابان مدرس كي به سرانجامش ميرسد و چرا با توجه به هزينه ها و وقت بسيار زيادي كه صرف آن شده باز هم به عنوان يك مشكل بزرگ و اساسي درشهر باقي مانده است و اينكه آيا بهتر نبود كه اين همه بودجه درجايي ديگر صرف مي شد؟
- حدود ده سال پيش يكي ازمسائلي كه درموردخيابان مدرس برروي آن بحث شد اين بود كه ديگر بر روي تعريض خيابان كار نكنيم و اين محله را به عنوان پياده رو درنظر بگيريم اما متاسفانه جز اين خيابان، مسيرمناسب ديگري براي حمل ونقل از مسير شمال به جنوب وجود نداشت مدرس ستون فقرات شهر است و ما هرگز نمي توانيم شهري سالم داشته باشيم با ستون فقراتي ناسالم. مدرس نياز به سرمايه گذاري هاي بيشتري دارد و براي اين كار بايد گيرهاي قانوني را كمتر كنيم تا مردم بهتر بتوانند دراين راه ياريگر ما باشند. مشكل ديگر دراين باره اين است كه هرگاه كساني براي كار بر روي آن اعلام آمادگي مي كنند بعد از مدتي كه چون نمي توانند از هفت خوان گيرهاي قانوني بگذرند و موفق شوند، آن را رها مي كنند و به سرانجام نمي رسانند . بنابراين ما براي تعمير مدرس نياز به حمايت سازمانهايي همچون: مسكن وشهرسازي ،سازمان نظام مهندسي ،شهرداري و همه ي كساني داريم كه به نوعي متولي عمران وآباداني اند . در آن صورت است كه مي توانيم با رفع بسياري از مسائل، شتاب بيشتري به تعريض خيابان مدرس دهيم . اگر طرحي داشته باشيم و بخواهيم توسط مردم پيش برود، بايد سيستم دولتي و سيستم شهرداري هماهنگ كننده باشند يعني هموار كننده ي مسيري باشند كه مردم در آنجا سرمايه گذاري مي كنند.
* پاركهاي علم و فناوري و پاركهاي آموزشي از جمله مسائلي هستند كه شما بيش از ديگران موافق آنهائيد. اينگونه پاركها چه مزايي دارند؟
- اين پاركها با پارك به معناي تفريح گاه مردم تفاوت دارند. پارك هاي علم و فناوري درواقع يك مركز علم و فناوري است. مزيت اينگونه پاركها در وهله اول اين است كه فرهنگ سازند. يعني اگر ما بتوانيم از زمين هاي بلااستفاده بعنوان پاركهاي آموزشي بهره ببريم، چند هدف را با هم دنبال مي كنيم . اول اينكه اوقات فراغت كودكان به بهترين نحو ممكن سپري مي شود. كودكان در اين پاركها بسياري از رفتارهاي اجتماعي را ياد مي گيرند. كار گروهي ، خلاقيت و فكر كردن را مي آموزند. وقتشان به بطالت نمي گذرد و تحرك و شادابي دارند .
* ويژگي فيزيكي ظاهري اين گونه پاركهاي آموزشي چگونه است؟
- مي توانند بسيار متنوع باشد اگرما بتوانيم يك قطعه از زمينهاي بلا استفاده را دراختيار كودكان قرار دهيم و آنرا به قطعه هاي كوچكتر تقسيم كنيم و هر قطعه را دراختيار يك گروه يا يك نفر بگذاريم كه در آن كار كنند و بذري مثلا كودك بذر گوجه ، گندم يا سبزيجات بكارند از يك طرف بيهوده وقتشان نميگذرد و از طرفي ديگر بسياري ازمسائل را ياد مي گيرد و آموزش مي بيند. مثلا مي آموزد كه نان چگونه مسيري را پشت سر مي گذارد تا بدين شكل درمي آيد و مسير طي شدن آن را مي بيند و به ارزش آن پي مي برد. امروزه كودك ما نان را فقط از نانوايي تا منزل مي شناسد و اين را مشكل ترين مرحله آن مي بيند اما با داشتن پارك آموزشي كودك با طبيعت پيوند عاطفي مي خورد وازنظرعلمي بارور ميشود. ما با همين فاكتورهاي آموزشي مي توانيم بسياري از مسائل را به كودكانمان بفهمانيم.
نوشته شده توسط در دوشنبه یازدهم خرداد 1388 ساعت 10:1 موضوع | لینک ثابت
در حالیکه هنوز یکی دو روز تا آغاز رسمی انتخابات شورای شهر کرمانشاه باقی است چهره های شاخص سیاسی و قومی حضوری پر رنگ و معنا دار در ستاد مهندس پرویزی دارند .
دکتر فلاحت پیشه نماینده ی اسلام آباد غرب / فرهاد تجری نماینده ی قصرشیرین گیلان غرب و سرپل ذهاب / نمایندگان کرمانشاه / جاسمی اجاق و... در دفتر ستاد مهندس پرویزی حمایت خود را از نامزدی وی رسما اعلام کردند
این در حالی است که بسیاری از چهر ه های نام آشنای شهر از جمله : بهزاد حاتمزاده / جلال صفری / خانم فکوریان / اسکندر محمدی و... از حامیان جدی مهندس پرویزی به حساب می آیند .
نوشته شده توسط در دوشنبه یازدهم خرداد 1388 ساعت 0:9 موضوع | لینک ثابت
این روزها در هر محفل و مجلسی نام یکی دو تن از نامزد های شورای شهر کرمانشاه بیشتر شنیده می شود . آنچه که بیش از چیز جالب به نظر می رسد حضور چهره های دانشگاهی در این میان است . چهره هایی که با علم روز می توانند شهر کلان کرمانشاه را به نقطه ی تلاقی دانش و پیشرفت برسانند .

مهندس قامت پرویزی یکی از شاخص ترین چهرهایی است که نامش در همه جا با نگرشی مثبت همراه است

البته چهره هایی همچون : دکتر جواد فاطمی راد
نیز می توانند نقشی مانا در عرصه ی انتخابات داشته باشند .
نوشته شده توسط در پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388 ساعت 12:15 موضوع | لینک ثابت
خبری جالب برای دوستداران ادبیات کردی
پرویز بنفشی مجموعه شعر تازه اش را روانه ی بازار چاپ کرد . این کتاب که در ۱۱۸ صفحه چاپ شده نام زیبای « شنه ی شه مال » بر پیشانی خود دارد . کتاب شنه ی شه مال را یکی از انتشاراتی های شهر قم به زیور چاپ آراسته است .
مطالب این مجموعه شعر که با مقدمه ای از جلیل آهنگرنژاد آغاز می شود هر مخاطبی را با جلوه های زیبای شعر کردی روبرو می کند . مشتاقان شعر های بنفشی می توانند این کتاب را از کتابفروشی های معتبر استان های کرمانشاه و ایلام تهیه نمایند .
نوشته شده توسط در شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388 ساعت 20:42 موضوع | لینک ثابت
در گفتگو با دکتر حشمت الله فلاحت پیشه مطرح شد :
در اردوگاه اصولگرایان چه می گذرد ؟!
شوق پیروزی یا ترس شکست !؟

دكتر فلاحت پيشه در گفتگويي اختصاصي با هفته نامه صداي آزادي به شرح و بررسي روند انتخابات ريا ست جمهوري پرداخت. وي در ابتدا اظهار داشت : يك نگرش كلي انتقادي نسبت به موضوع انتخابات رياست جمهوري دارم . اين انتقاد به هر دو جريان اصول گرا و اصلاح طلب وارد است . اصولگرايان در روندي انفعالي قرار دارند . انتخاب اين روند شايد منتج به نتيجه ي مثبت هم بشود .اما در زمان مديريت ضعف كار آمدي به دنبال خواهد داشت . يعني شرايطي شبيه به آن چيزي كه امروز بين مجلس و دولت مي گذرد . به عبارت مصداقي تر بسياري از نخبگان و بزرگان اصول گرا بجاي اينكه در انتخابشان نگاه به احمدي نژاد داشته باشند ،به سوي اردوگاه اصلاح طلبان خيره شده اند يعني اينكه بيشتر از آنكه شوق پيروزي داشته باشند ،ترس شكست دارند و اين ترس شكست ،باعث شده كه فعاليت هايشان بيشتر از هر چيز ، انفعالي باشد . در صورتيكه اساس و سياست بر اين است كه در قوه مجريه بايد تفكر اثباتي حاكم باشد نه نگاه سلبي . اين نگاه صرف به اردوگاه رقيب و ترس از شكست ، همان تفكر سلبي است . البته با اين نگاه مي شود پيروز شد ولي در اداره ي دولت مشكلاتي پيش خواهد آمد .شبيه آن چيزي كه اكنون در رابطه ي دولت و مجلس و عدم همدلي آنان مي بينيم در مقابل دشمن همراهند و دركار مشترك همراه نيستند و اين به نظام مديريتي كشورضربه مي زند .
وي يادآور شد : وقتي آقاي احمدي نژاد لايحه ي كاهش سن راي دهندگان به مجلس مي آورد و با يكصد و هفتاد و يك راي مخالف مواجه مي شود ، به اين معناست كه ايشان نتوانسته يك رابطه ي درون جناحي و درون گروهي ايجاد كند . وهمين نگراني براي دوره ي بعد هم تهديد كننده است من نگران راي احمدي نژاد نيستم . نگران اين هستم كه اگر با اين گفتمان راي بياورد ، مجلس و دولت نمي توانند الگوي خوبي براي اداره ي ممكلت به وسيله ي اصولگرايان ارائه دهند .
وي ايراد كار را در درجه ي اول به شخص آقاي احمدي نژاد و درجه ي دوم به ستاد ايشان وارد دانست وادامه داد: در طول اين چهار ساله بيشتر انتقادات از جانب افراد و نخبگان جريان اصولگرا به رئيس جمهور شده ، ولي ايشان نه تغييري در رفتارش ايجاد شده و نه درگفتارش . آنهم رفتار و گفتاري كه لازمه ي كار سياسي است .
عضو كميسيون امنيت ملي مجلس شوراي اسلامي گفت : هر گونه نقدي را به عنوان شرط گذاري و سهم خواهي تلقي و تعريف مي كند و اين ظلم سياسي كشور است خيلي از افرادي كه نقد به عملكرد دولت دارند انتقاد مديريتي دارند . اين نقد هاي درون گروهي اگر به خطر ترس از جريان رقيب مسكوت بماند دعواها براي بعد ازرياست جمهوري دو حالت پيش مي آيد :حالت اول : آقاي احمدي نژاد بازنده ي انتخابات باشد و بسياري از اصولگرايان كه دنباله رو ايشان هستند شكست بخورند و بايد در اردوگاه اصلاح طلبان دنبال مديريت اجرايي گشت يا در حالت دوم احمدي نژاد برنده انتخابات باشد .
فلاحت پيشه ادامه داد : من معتقدم بحث شرايط بعد از انتخابات بسيار مهم تر ازاين است كه بگوييم درانتخابات چه كسي برنده مي شود . چون اگر آقاي احمدي نژاد با همين وضعيت و مسكوت بودن نقد در انتخابات پيروز شود ، همه ي اين نقدها و دعواها به زمان مديريتش انتقال خواهديافت .
وي همچنين درباره حضور محسن رضايي و اعلام كانديداتوري اش گفت : بسياري از اصولگرايان كه اكنون دنبال رو آقاي محسن رضايي هستند ، نمي خواهند راي سفيد در صندوق بيندازند . بالاخره و متاسفانه ستاد محدود آقاي احمدي نژاد دولت محدود ايشان را اداره كرده حاضر نيست انتقادات درون گفتماني را بپذيرد . پس عده اي كه نمي خواهند راي سفيد بدهند ، دنباله رو محسن رضايي هستند.همين گاردي كه آقاي احمدي نژاد گرفته ، باعث شده كه بسياري از اصول گرايان به سمت آقاي رضایی پيش برود و طيف خاكستري كمتري نيز به ايشان جذب مي شود .
دكتر فلاحت پيشه در پاسخ به سوالي درباره روند حركتهاي انتخاباتي اصلاح طلبان و مشكلات آنان گفت : اين طيف كه در چهار سال گذشته در اقليت قرار گرفتند ، روح اقليت بودن در آنها شكل نگرفت و اكنون كه حدود چهل روز به پايان انتخابات مانده به كانديداي واحدي نرسيده اند و اين كار باعث سرگشتگي اين جناح نيز شده است .
همچنين در پاسخ به اين سوال كه گرايش شما به سمت و سوي كدام يك از جريانات سياسي است ،اظهار داشت : من شان يك نماينده مجلس را بالاتر از اين مي بينم كه عضو يك ستاد انتخاباتي رياست جمهوري باشد .نظام ما ، يك نظام رياستي پارلماني است . يعني تفكيك قوا در آن جدي است . اگر نظام ما پارلماني بود نماينده بايد با افتخار در انتخابات و ستادهاي نامزدها شركت مي كرد .بنده به عنوان نماينده اي كه در دور اول نمايندگي ام بيش از 400 تذكر و سوال به دو دولت خاتمي و احمدي نژاد داشتم ، نمي توانم جزء ستاد انتخاباتي خاصي باشم چون اگر كانديدايم برنده باشد بايد دچار سكوت و تباني شوم و اگر بازنده باشد ، خيلي از تذكرهايم شكل عقده به خود مي گيرد.بويژه اينكه مردمي كه به من راي داده اند هرگز اجازه نمي دهند كه از شان نمايندگي ام براي ستاد خاصي استفاده كنم .اما طبيعي است كه هر سايت و خبر رسان و ستادي از صحبت هاي بنده به سود خويش استفاده كند .
نماينده ي اسلام آباد غرب در مجلس شوراي اسلامي در پايان گفت :پيش از اينكه دغدغه ي پيروزي شخص خاصي داشته باشم دغدغه ي اداره ي كشور دارم .
نوشته شده توسط در یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388 ساعت 12:15 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ
هفته نامه صدای آزادی
فهرست اصلی
دوستان
دکتر فلاحت پیشه
کرماشان نیوز
کرمانشاه نیوز
بلوط
گیلانغرب امروز
اصول گرایان گیلانغرب
سلام کرمانشاه
عصر ایران
تقریرات
تابناک
علی الفتی
سعید عبادتیان
فونت كردي
ایسنا
موج
زاگرس نا
نوشته های پیشین
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386